خرید بک لینک
به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟؟

گفتند : با دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم
" خدا " تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟؟
بازم خندید و گفت:
خیلی ساده فقط پاس بده به من,
باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو ...


@felfelsiyah

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 5:46&nbsp توسط محمد مهدى نبى زاده |

برچسب: نویسنده: هلیا پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 8:16

صفحه بندی